تبلیغات
علوم تجربی شهر لنده - ادیسون و یک حادثه
علوم تجربی شهر لنده
همه با هم برای پیشرفت علم در شهرستان لنده
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


این وبلاگ توسط مهدی گلالی تراب دبیر و سرگروه علوم تجربی شهرستان لنده نوشته شده است. شهرستان لنده در استان کهگلویه و بویراحمد قرار دارد.در این وبلاگ مطالبی درباره درس علوم تجربی ارائه می شود. من مجری طرحهای غنی سازی تجارب یادگیری علوم تجربی و رویکرد تجارب یادگیری علوم تجربی می باشم.این وبلاگ در حقیقت راهی برای ارتباط با دانش اموزان گلم و همچنین دیگر دانش اموزان و همکاران ایران زمین می باشد. امیدوارم که این وبلاگ بتواند خدمت کوچکی به پیشرفت آموزش در شهر لنده نماید

جی میل:mehdigolali@gmail.com

ای دی:mgt020@yahoo.com

سابقه کار: کم کم وارد سال پنجم کار میشم

مدیر وبلاگ :مهدی گلالی تراب
نظرسنجی
علل افت تحصیلی دانش اموزان چیست؟





ادیسون و یک حادثه

 

 

 

سایت رسمی ادیسون

ادیسون در سنین پیری پس از اختراع برق، یكی از ثروتمندان آمریكا به شمار میرفت و درامد سرشارش را تمام و كمال در آزمایشگاه مجهزش كه ساختمان بزرگی بود هزینه می كرد.. این آزمایشگاه، بزرگترین عشق پیرمرد بود. هر روز اختراعی جدید در آن شكل می گرفت تا آماده بهینه سازی و ورودبه بازار شود. در همین روزها بود كه نیمه های شب از اداره آتش نشانی به پسر ادیسون اطلاع دادند، آزمایشگاه پدرش در آتش می سوزد و حقیقتا كاری از دست كسی بر نمی آید و تمام تلاش ماموان فقط برای جلوگیری از گسترش آتش به سایر ساختمانها است! آنها تقاضا داشتند كه موضوع به نحو قابل قبولی به اطلاع پیرمرد رسانده شود. پسر باخود اندیشید كه احتمالا پیرمرد با شنیدن این خبر سكته می كند و لذا از بیدار كردن او منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب دید كه پیرمرد در مقابل ساختمان آزمایشگاه روی یك صندلی نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره می كند!!
پسر تصمیم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او می اندیشید كه پدر در بدترین شرایط عمرش بسر می برد. ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را دید و با صدای بلند و سر شار از شادی گفت: پسر تو اینجایی؟ می بینی چقدر زیباست؟!! رنگ آمیزی شعله ها را می بینی؟!! حیرت آور است!!! من فكر می كنم كه آن شعله های بنفش به علت سوختن گوگرد در كنار فسفر به وجود آمده است! وای! خدای من، خیلی زیباست! كاش مادرت هم اینجا بود و این منظره زیبا را می دید. كمتر كسی در طول عمرش امكان دیدن چنین منظره زیبایی را خواهد داشت! نظر تو چیست پسرم؟!! پسر حیران و گیج جواب داد: پدر تمام زندگیت در آتش می سوزد و تو از زیبایی رنگ شعله ها صحبت می كنی؟!!! چطور میتوانی؟! من تمام بدنم می لرزد و تو خونسرد نشسته ای؟!
پدر گفت: پسرم از دست من و تو كه كاری بر نمی آید. مامورین هم كه تمام تلاششان را می كنند. در این لحظه بهترین كار لذت بردن از منظره ایست كه دیگر تكرار نخواهد شد!! در مورد آزمایشگاه و بازسازی یا نوسازی آن فردا فكر می كنیم! الان موقع این كار نیست! به شعله های زیبا نگاه كن كه دیگر چنین امكانی را نخواهی داشت!!!
توماس آلوا ادیسون سال بعد مجددا در آزمایشگاه جدیدش مشغول كار بود و همان سال یكی از بزرگترین اختراع بشریت یعنی ضبط صدا را تقدیم جهانیان نمود. او گرامافون را درست یك سال پس از آن واقعه اختراع کرد.




نوع مطلب :
برچسب ها : ادیسون، ادیسون و حادثه، ماجراهای زندگی ادیسون،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 18 مهر 1391
دوشنبه 4 شهریور 1392 04:33 ق.ظ
بیا تو وبلاگم مطمئنم چیزای جالبی پیدا میکنی
جمعه 21 مهر 1391 03:36 ب.ظ




سلام، موفق باشید وتندرست



پنجشنبه 20 مهر 1391 03:18 ب.ظ
با سلام خدمت شما استاد ارجمند مطلب بسیار آموزنده ای بود بسیار ممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

كد موسیقی برای وبلاگ